نامه های جودی-الهام

خرید بک لینک
گاهی کل دلخوریها، دلتنگیها، نبودنها، همهی جاهای خالی، پررنگ میشن تو خاطر آدما. تواین جور مواقع آدم یهو دلش میخواد بهار باشه، یه نفس عمیق بکشه و بوی شکوفه ها و سبزی طبیعت بپیچه تو مشامش و یکی دست گرمش بذاره رو شونهشو با یه لبخند شیرین بگه:

مگه نمیدونی عیده؟

نامه های جودی-الهام...

ما را در سایت نامه های جودی-الهام دنبال می‌کنید

برچسب: مگه نمیدونی عیده ویکی صدا,مگه نمیدونی عیده,مگه نمیدونی عیده دانلود,مگه نمیدونی عیده mp3,مگه نمیدونی عیده متن,مگه نميدوني عيده,متن آهنگ مگه نمیدونی عیده, نویسنده: بازدید: 71 تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 16:43

میگن دیدن طلوع آفتاب شور و انرژی میریزه تو گردش ثانیههامون و غروب یه مشت دلتنگی و غم میپاشه رو لحظههامون. گاهی روزگارمون عین لحظهی غروب قشنگ اما پر از یه حس دلتنگیِ غریبه! تو این لحظهها دنبال یه کلید میبرای ورود به دنیایی که پر از سرزندگیِ طلوعه. اسم این کلید، مهربونیه. خدای مهربونیها، قشنگترین و بزرگترین محل رو توی دلامون زده به نام مهربونیامون. گاهی احتیاج داریم چشم بندازیم دوروبرمون و دنبال مهربونی و مهربونا بگردیم. پیداشون کنیم و نشان قهرمانی، نشان مهربانی، بندازیم گردنشون. پیداشون کنیم و چشم بدوزیم به طلوع و تصمیم بگیریم که طلوع ک نامه های جودی-الهام...

ما را در سایت نامه های جودی-الهام دنبال می‌کنید

برچسب: نشان مهربانی,نشان مهربانی حمید عسکری,اهنگ نشان مهربانی,حمید عسکری نشان مهربانی متن,دانلود اهنگ نشان مهربانی,نشان مهرباني تلوبيون,برنامه نشان مهربانی,تیتراژ نشان مهربانی,متن نشان مهربانی عسکری, نویسنده: بازدید: 42 تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 16:43

ساعت چاهار صبح از خواب پریدم. تشنهم بود. ظاهرن تشنهی آب. پاشدم تو تاریکی, یه لیوان شیر و نصف بطری آبم رو خوردم. اما در واقع من تشنهی اون بودم که بازم خوابشو دیدم.بازم قشنگ میخندید و بازم حواسش بهِم بود.صفحهشو چک کردم دیدم یه عکس با همون بارونی بلند قهوه ایَش که من خیلی دوسش دارم و خیلی هم بهش میاد گذاشته. ساعت هفت صبحه و من شصت و چاهار بار لایکش کردم و میونهی بارون تندی که میاد دارم فکر میکنم چقدر خوبه که حداقل آدما میتونن باهم بودن رو تو رویاهاشون تجربه کنن... ده فروردین نود و پنج نامه های جودی-الهام...

ما را در سایت نامه های جودی-الهام دنبال می‌کنید

برچسب: هوای دوست,هوای دوست داشتن,هواي دوست,هوای دوستی,در هوای دوست,شعر هوای دوست,هوای کوی دوست,دلم هوای دوست کرده,در هوای دوستان دیوانه ایم,هنوزم برف هوای دوست دارم, نویسنده: بازدید: 39 تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 16:43

خب 95 داره خوب پیش میره...

همین الان یه خبر خوب شنیدم.خبری که یک سال چشم انتظارمون گذاشته بود.بالاخره بابا کار پیدا کرد. و باید اونایی که از شکست و عقب موندنمون از جریان زندگی خوشحالی کردن و دف و تنبک زدن تو گوش بقیه، برن سماغشون رو بمکن که یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم...

شکـــــر

نامه های جودی-الهام...

ما را در سایت نامه های جودی-الهام دنبال می‌کنید

برچسب: یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم,يار با ماست,یار با ماست چه حاجت که,یار با ماست چه,يار با ماست چه حاجت كه,یار با ماست چه حاجت زیادت طلبیم,یار با ماست چرا زیادت طلبیم,فکرهایم یار با ماست, نویسنده: بازدید: 50 تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 16:43

تو در خاطر من ، همیشه حاضری ، در آمدو شدی و همیشه لبخند میزنی...یک حضور خیالی! چند صباحیست برای خانهی خیالیمان ایوان خیالی ساخته ام.با پلههای آجری، که حواسم هست همیشه خیس خورده باشند. روی هر پله یک گلدان. شمعدانی، رز، بنفشه، سه تا صورتی و پنج تا سرخ. هر صبح که از کنارشان میگذری جان میگیرند. هر عصر قبل بازگشتنت به گلهای گلدان های خیالیِ ایوانِ خیالیِ خانهی خیالیِمان آب مینوشانم و از تو برایشان میگویم.آنقدر میگویم تا وقتی میبویمشان، مشامم پر شود از عِطر خیالیِ تو! عِطر تو، بوی خاک خیس خورده، بوی باران، بوی چمن، بوی یاس، بوی نزدیک شدن قدم نامه های جودی-الهام...

ما را در سایت نامه های جودی-الهام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 58 تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 16:42

سلام به منِ بعد از گذران بحرانم! سلام به تو الهام. سخت بود. ولی گذشت. گذشتن فعلیه که همیشه اتفاق میوفته. یه قاضیِ بی طرف. براش مهم نیست داره بهت خوش میگذره یا سخت یا داری یه فاجعه رو پشت سر میذاری! این توی ناخودآگاه توعه که لحظه ها واست زود میگذرن یا پر از کش و قوس و تنبلی! حدود یک ماه پیش درد همیشگی اود کرد. همونجا. هنوز دوسال پیششو یادمه .تیغ شماره ی یازده. درد. فریاد. و تمام. گذشت. نمیدونم لحظه هایی که میگذرن میل به بازگشت دارن یا نه .شایدم برنگشتن لحظه های تازه متولد شده میل به شبیه بودن به لحظه های گذشته رو دارن. اما چیزی که هست اینه که همشون میل به گذشتن دا نامه های جودی-الهام...

ما را در سایت نامه های جودی-الهام دنبال می‌کنید

برچسب: من بعد مزح ولعب,من بعد مزح ولعب ماجد المهندس,من بعد مزح ولعب عبادي,من بعد عينك,من بعد مزح ولعب عبدالمجيد,من بعد مزح ولعب طلال مداح,من بعد مزح ولعب اغنية,من بعد مزح ولعب كلمات اغنية,بعد من ساسی مانکن,غريبة من بعد عينج يايمة, نویسنده: بازدید: 48 تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 16:42

گاهی فقط به دنبال یک دلیلی تا خودت را از خیل عظیمی از دغدغه ها و فکر و خیال ها راحت و سبک کنی.مثلا هزار جور احتمال و شاید میتونه سنگینی کنه روی تیک تاک ثانیه ها و نفستو بگیره.شاید اونم دوستم داشته باشه.شاید قراره که بیاد.تو هیچ وقت آدمی نبودی که ازش انتظار اومدن داشته باشی.تو آدمی بودی و هستی که فقط اونقدر برات مهم و ارزشمند و دوست داشتن بوده که خوب باشه. هرجا یا با هرکسی. اما این شاید ها این ابهام و این مه، خفه کننده تر از اون چیزیه که فکرشو کنی. دوست دارم یکی از این دوحالت اتفاق بیفته.یکی اینکه بیاد و بگه همه این مدت منتظر فرصت مناسب برای اومدن و موندن بود نامه های جودی-الهام...

ما را در سایت نامه های جودی-الهام دنبال می‌کنید

برچسب: ای کاش عشق را زبان سخنی بود,ای کاش عشق را زبان گفتن بود,ای کاش عشق را,اي كاش عشق را زبان,ای کاش عشق,اي كاش عشق را,ای کاش عشقم,ای کاش ای عشق ظاهر هویدا,اي كاش اي عشق, نویسنده: بازدید: 35 تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 16:42

خیلی وقته ننوشتم. در صورتی که مدام میخواستم سرازیر بشم اینجا و بنویسم. تند تند. از بس دلم پره. از بس اون دوره. از بس غمگینه و بخاطر غمش، غمگینم. از بس و یه عالمه از بس و بسیاری های دیگه. چقدر بعضی ها رو دوست ندارم. چقدر دوست دارم از خیلی از آدمها و خیلی از جریان ها فرار کنم و برم یه گوشه ی امن. اگر باشه!! گاهی حسودی میکنم. یعنی دقیقن اینظوری میشه که دوست دارم جای فلانی باشم. ولی نیستم و شاید هرگز نتونم باشم. بعد توی قلبم یه چیزی گُر میگیره. گرمیشو حس میکنم. بعد منحنی لبهام برعکس میشه. همون لب ورچیدن خودمون. بعد دلم میخواد. بعد به خودم میام. میگم که چی. مهم اینه که نامه های جودی-الهام...

ما را در سایت نامه های جودی-الهام دنبال می‌کنید

برچسب: name,meaning,m,gif,like clockwork,and justice for all,symbol,es6,lost,l, نویسنده: بازدید: 17 تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 16:42

شانزدهم شهریور 95 بابا لنگ دراز خوبم؛ داستان از اینجا شروع شد که من مقطع راهنمایی بودم و کتابخونه ی مدرسمون یه جای کوچیک بود پر از کتاب و این من بودم که مدام از قفسه هاش آویزون بودم و دیوونه وار کتاب میخوندم. دوست داشتم همیشه بهترین باشم و به نظرم گرفتن کارت امتیازی که بخاطر پر شدن صفحه ی من توی دفترچه ی کتابخونه برای امانت گرفتن کتاب ، هم یکی از اون بهترین بودنهای ناب بود که کسی متوجهش نبود و من با اقتدار به نام خودم میزدمش. از بهترین کتابایی که از اون روزا به خوبی به یاد دارم یکی شازده کوچولو بود به خاطر اینکه ازش توی تاریخ ادبیاتمون خونده بودم، یکی پی نامه های جودی-الهام...

ما را در سایت نامه های جودی-الهام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 24 تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 16:42

صفحه بندی